|
روش های مردم آزاری 1)روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن 2)سر چهار راه وقتی چراغ قرمز شد انقدر بوق بزنید تا همه اعصابشون خورد بشه 3)وقتی از یه نفر آدرسی رو می پرسید بلافاصله بعد از اینکه جواب داد جلوی چشمش از یه نفر دیگه هم بپرسید 4) جدول نیمه تمام دوستتون رو براش کامل حل کنید 6)وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلوزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنید 7)به کسی که که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنید 8)وقتی با بچه ها بازی میکنید سعی کنید از اونها ببرید 9)اهمسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنید 5) یده های دیگران رو جلوی خودشون به اسم خودتون به کار ببرید 10)در یک جمع موقع غذا خوردن از کارها و چیزهای حال بهم زن حرف بزنید 11)شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنید 12)جلوی افراد طاس مدام از مدل مو و آرایشگرتون حرف بزنید 13)صابون رو همیشه کف وان حموم جا بزارید 14)روی ماشینتون بوقهای اجق وجق نصب کنید و دائم توی خیابون بوق بزنید 15)وقتی کسی رو بعد از یه مدت طولانی می بینید بهش بگید چقدر پیر شدی 16)وقتی کسی توی یه جمعی یه جک تعریف میکنه بلافاصله بگید خیلی قدیمی بود 17)بادکنک بچه ها رو بترکونید 18)اشتباهات لغوی و گرامری طرفینتون رو مدام گوشزد کنید و بهش بخندید 19)توی کنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری بی موقع دست بزنید 20)حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قندون بذارید 21)نصف شبها با صدای بلند حرف بزنید 22)آدامس جویده شده تون رو روی صندلی بچسبونید 23)به یه رستوران زنگ بزنید و شماره رستوران روبرویش رو بگیرید 24)روزهای بارونی با ماشینتون از وسط آبهای جمع شده با سرعت رد بشید 25)وقتی فهمیدید که دوستتون خونه نیست و تلفن رویه پیغام گیره چندین بار زنگ بزنید وقصه خاله سوسک رو تعریف کنید 26)توی جای کارت دستگاههای عابر بانک چوب کبربیت فرو کنید 27)برگه های جزوه ای رو که از دوستتون گرفتید قاطی پاتی بذارید و بعد بهش بدید + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 | ساعت15:58 | توسط ناناز
من برای سالها می نویسم سالها بعد که چشمان توعاشق می شوند... افسوس که قصه ی مادر بزرگ درست بود ...همیشه یکی بود یکی نبود سلام بعد از مدتها و با پشت سر گذاشتن امتحانا دوباره اومدم ولی خدایش چه امتحانایی دادم خیلی سخت بودند + نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 | ساعت18:55 | توسط ناناز
اینم Up امتحان فصل امتحانات خیلی خیلی نزدیک شده همه هم برای اینکه بتونند نمره خوبی بگیرند باید خیلی خیلی درس بخونند (یه جورایی باید خر خونی کنند). منم مثل بقیه باید بخونم و از استراحت و خیلی از کارای دیگه مثل UP شدن و سر زدن به شما دوستان خوبم و... بگزرم(البته فقط برای یک ماه) . ولی شما هر موقع اومدید نظراتتون رو بزارید بعد از امتحاناتم حتما بهتون سر میزنم. امیدوارم هممون بهترین نمرات رو در این ماه بگیریم. تا وقتی که امتحانام تموم بشن + نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 | ساعت19:49 | توسط ناناز
![]() + نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 | ساعت18:41 | توسط ناناز
كاش در دهكده عشق فراوانی بود + نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 | ساعت18:59 | توسط ناناز
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 | ساعت21:36 | توسط ناناز
یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد زندگی شاید ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه میاویزد زندگی شاید طفلی است که از مدرسه برمی گردد
زندگی شاید افروختن سیگاری باشد در فاصله رخوتناک دو همآغوشی یا عبور گیج رهگذری باشد که کلاه از سر بر می دارد و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی میگوید (( صبح به خیر))
زندگی شاید آن لحظه مسدودیست که نگاه من، در نی نی چشمان تو خود را ویران میسازد و در این حسی است که من آنرا به ادراک ماه و با دریافت ظلمت خواهم آمیخت در اتاقی که به اندازه یک تنهائیست دل من که به اندازه یک عشقست به بهانه های سادة خوشبختی خود مینگرد به زوال زیبای گلها در گلدان به نهالی که تو در باغچة خانه مان کاشته ای و به آواز قناری که به اندازه یک پنجره می خواند
آه... سهم من اینست سهم من اینست سهم من، آسمانیست که آویختن پرده ای آنرا از من میگیرد سهم من پایین رفتن از یک پله متروکست و به چیزی در پوسیدگی و غربت و اصل گشتن سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست و در اندوه صدائی جان دادن که به من میگوید: ((دستهایت را دوست میدارم))
دستهایم را در باغچه میکارم سبز خواهم شد، میدانم، میدانم، میدانم و پرستوها در گودی انگشتان جوهریم تخم خواهند گذاشت
گوشواری به دو گوشم میآویزم از دو گیلاس سرخ همزاد و به ناخن هایم برگ گل کوکب میچسبانم کوچه ای هست که در آنجا پسرانی که به من عاشق بودند، هنوز با همان موهای درهم و گردن های باریک و پاهای لاغر به تبسم های معصوم دخترکی میاندیشند که یک شب او را باد با خود برد
کوچه ای هست که قلب من آنرا از محله های کودکیم دزدیده ست
سفر حجمی در خط زمان و به حجمی خط خشک زمان را آبستن کردن حجمی از تصویری آگاه که ز مهمانی یک آینه بر میگردد
و بدینسانست که کسی میمیرد و کسی میماند
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 | ساعت0:11 | توسط ناناز
تولدم مببببببببببببببببارک ................................ تولدم مببببببببببببببببارک
زود باشید هدیه هام رو بدید دیگه
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 | ساعت1:55 | توسط ناناز
![]() + نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 | ساعت16:53 | توسط ناناز
چقدر سیزده روز زود گذشت تا اومدیم بهش عادت کنیم باید ترکش کنیم وقتی که سیزده روز تموم بشه مدرسه ها شروع میشه وقتی مدرسها شروع بشه: دوباره باید بریم سر کلاس بشینیم و به حرفای معلم گوش کنیم دوباره امتحان ها شروع میشه دوباره باید شبها واسه امتحان بیدار بمونیم و با درس خوندن شب رو صبح کنیم حتی نمیتونیم دلمون رو به تموم شدن این امتحانها خوش کنیم آخه اگه اینا تموم بشه امتحانهای خرداد شروع میشه!! ما هم که از همون روز اول امتحان واسمون گذاشتن تا روز آخر!! تموم امتحانهامون هم پشت سر هم هست
فکر نکنم با این وضع امتحانها بتونم زود به زود آپ بشم اما اگه به وبم اومدید برام نظر بذاریدا هرموقع که آپ شدم بهتون سر میزنم ................................................................................................................
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 | ساعت13:24 | توسط ناناز
|
درباره من
از اینکه به وبلاگم اومدید خیلی ممنون البته بازم بیایدا من دختری خوشگل و نازهستم که 20 فروردین یکی از سالهای خدا متولد شدم رشتم تجربیه و آرزوم اینکه یه روزی دندانپزشک بشم.شما هم برام دعا کنید که به این آرزوم برسم! اگه خواستید من رو با اسم ناناز و وبش لینک کنید و بگید که شما رو با چه اسمی لینک کنم. طراح قالب صفحه نخست ايميل نويسنده نوشته پيشين عناوين مطالب گذشته نوشته پيشين خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 پيوندها ضد حال به دخترها مشترک گرامی دسترسی به این وبلاگ امکان پذیر... بزرگترین وبلاگ عاشقانه ضد پسر دوست دارم(2تا ***دهکده کیمیا & محمد*** دندانپزشکی بابل داداش مری امراه ###مرکز دانلود کلیپ های لو رفته ایرانی### وبگردی تا ولگردی *بزرگترین و زیباترین سایت مدل لباس* طراح قالب |